غزلغزل، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

دختر آرزوهای من

واکسن 4 ماهگی

1390/7/10 12:31
نویسنده : مامان غزل
218 بازدید
اشتراک گذاری

غزل جون دیروز{۱۷.۱۱.۸۹} قرار بود که برای تزریق واکسن ۴ ماهگي ببرمت بهداشت. صبح حدود ساعت ۹ زنگ زدم به مامانی گفتم که اگر میتونی بیا تا با هم بریم تا واکسن غزلو بزنیم اما از شانس بد مامانی وخاله نوبت چشم پزشکی داشتند وقرار شد که بعد از دکتر بیان تا بریم بهداشت بالاخره ساعت يازده و نيم مامانی با خاله اومدن  و بردیمت بهداشت و واکسنتو زدیم خیلی دلشوره داشتیم.  دیشب تا صبح تب داشتی و امروز هم کمی تب داشتی تا صبح بیدار بودم که خدایی نکرده تبت بالا نره الهی بمیرم جای واکسنت هم درد میکنه اما الان خیلی بهتری اگر خدا بخواهد.

دیروزخانم دکتر وزنت کرد ۷ کیلو و ۲۰۰ گرم بودی.ماشالله به جونت      

قدت هم ۶۷ سانت بود.الحمدلله قد و وزنت طبیعیه و خانم دکتر گفت که تا ۶ ماهگی به جز شیر خودم و قطره مولتی ویتامین چیزی بهت ندهم. 

الان که غزل جون  ۴ ماهه شدی دیگه خیلی بهتر از قبل میتونی اشیارو لمس کنی و صدات که میکنیم خیلی خوب عکس العمل نشون میدی.مدام پیش بندتو با دست میگیری و میکشی خیلی وقتها هم دو تادستاتو تا ته می زاری تو دهنتو مک میزنی

 الان هم پیشبند وپتو و هر چی که به دستت میرسه سریع میزاری تو دهنت

تازگيها ياد گرفتي كه به اشيا چنگ بزني و بگيري تو دستت .ديشب عروسك بچگي هاي عمه رو دادم دستت تو هم سريع دست عروسكو گذاشتي تو دهنت و مكش زدي.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)